دانش آموختگان تكنولوژی جراحی بوشهر

دوشنبه 25 شهریور 1392 10:57 ب.ظنویسنده : محمد جواد بردستانی

 

آخرین ویرایش: - -

 

حمایت از خلیج همیشه فارس به روش حجاج!!!

چهارشنبه 17 خرداد 1391 02:08 ب.ظنویسنده : محمد جواد بردستانی

 

 

سلام بعد از مدت های مدید بازم وقت کردم بیام یه سر به وبلاگ بزنم.

مونده بودم چی پست کنم که نظرم به این عکس جلب شد.

این عکس واسه خودش ماجراها و در دسر ها داره و فقط خلاصه اون اینه که...

ما با اجازتون تو مدینه بودیم یه دفعه زدتو سر مدیر کاروان که بچه ها پاشین بریم موزه ..

ما که نیتمون زیارت بود( آره ارواح خاک...) گفتیم باشه.

البته ما تمام غرفه ها رو گشتیم و گفتیم احسن تا اینکه رسیدیم به این عکس لا احسن      ...

خوب در دیزی بازه حیای گربه کجاست؟ چشمتون بد نبینه دیدیم خلیج فارس خودمون تو نقشه العربی نوشتن.

اینجا بود خون اون بسیجی های سه آتیشه به جوش اومد. به زور راضیشون کردیم  که نقشه رو دو در نکنن.

ودر آخر با پیشنهاد یکی از بچه حاجی های گل گلاب تصمیم گرفتیم  که تصحیح کنیمش

و این شد نتیجه کار

تااینکه این عرب های شکم گنده بدونن این مملکت بی صاحاب نیست..

 


آخرین ویرایش: یکشنبه 21 خرداد 1391 10:37 ب.ظ

 

حاجی برگشتنت مبارک !!

سه شنبه 16 خرداد 1391 06:52 ب.ظنویسنده : حسام الدین خضری

 
سلام
خییییییییییییییییییییییییییییییلیییییییییییییییییی گذشته هااااااااااااااا ولی خب به هر حال گفتم واسه خنده هم که شده بازگشت مستر بردستانی رو از سفر پر خیر و برکت حج تمتع !!! بهش تبریک بگیم

اینم ی عکس نورانی و روحانی از این مرد بزرگ

http://load.uphero.com/photos/265d33c184af.jpg

 

حالا جناب بردستانی ... واسه چی یه سر به این وبلاگ بی صاب ( بدون صاحب رسمی و به ثبت رسیده در دفاتر ثبت اسناد و املاک معتبر کشور !!) نمیزنی؟
والللللللللللللللللللا
بعدش بگین این وبلاگ آپ نمیشه ... خو یه نظری یه چیزی عامو ... ما دست کم یه وقتی میزاریم آپ کنیم این وبلاگ بدبخت رو...

آخرین ویرایش: - -

 

خاطره ای از پدرم

چهارشنبه 3 خرداد 1391 10:11 ق.ظنویسنده : مجتبی قبادی

 

آن فخر روزگار ، آن مرد هیچ ندار، آن خداوند اُبُهت ، آن با مروت ، آن مایه ی مباهات مردان نیک ، آن هیکلش مثل پیک نیک ، آن ناز ، آن سبیل دراز، پدرم به من گفت :« پسرم ، یه نصیحتت می کنم تا آخر عمر یادت باشه ، خواستی زن بگیری ننت رو ببین مثلشو بگیر ، خانه دار ، آشپزی توپ ، بشور بساب خفن ، بچه داریش معرکه ، تو سری خورش مَلَس ، هر وقت داشت زیادی فک می زد تا گفتم مخدرات خفه ، صمٌ بکم کز کرد یه گوشه...» گفتم: «پدر شما به عنوان یک روشنفکر نظرت راجع به این چیه که توی این وضعیت نابسامان اقتصادی گریبانگیر غرب و در این بی حیایی و بی حجابی و زیر پا گذاشتن احکام شرع به اسم اخلاقی کردن جامعه و در این گیر و واگیر علی مطهری و احمدی نژاد و دور دوم مذاکرات 1+5 و شکست سارکوزی از اولاند و استیصال رژیم صهیونیستی در برابر ایران و بیداری اسلامی، به جای زن گرفتن یه ماشین لباسشویی و یه ماشین ظرفشویی و یه جارو برقی بگیرم و غذام رو از غذای بیرون بر سر کوچه تهیه کنم ، بهتر نیست؟ » جای کمربند اون خدابیامرز هنوز درد می کنه!


آخرین ویرایش: - -

 

آینده

دوشنبه 1 خرداد 1391 05:28 ب.ظنویسنده : عماد راهپیما

 
از کسانیکه از من متنفرند ممنونم،آنها مرا قویتر میکنند.

از کسانیکه مرا دوست دارند ممنونم،آنها قلب مرا بزرگتر میکنند.

از کسانیکه مرا ترک میکنند ممنونم،آنها به من می آموزند هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست.

از کسانیکه با من میمانند ممنونم،آنها به من معنای دوست واقعی را نشان میدهند..........

ع کبیر 

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.com

اینو زدم که بدونید...وخودم یادم باشه...


آخرین ویرایش: - -

 

نمیدونم چرا ؟

پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 08:00 ب.ظنویسنده : حسام الدین خضری

 
سلام
نمیدونم چرا اینقد مخاطبای وبلاگمون کم شده ؟ یادمه قبلا بچه ها مطلب میزاشتن 30 تا کامنت واسش میومد.البته یه چیزی بگما بچه ها همه تو فاز درس خوندنن بجز من بدبختتتتتتت

چنتا نقد از بچه های کلاس داریمااااا:
1)استاد اسمعیلی آخه چرا این همه سر کارآموزی میخندی که بعد استاد به من هم شک کنه ... روزگار ما رو از اینی که هست سیاه تر نکن داداش
2)آقای بحرینی یه خورده ای تحویل بگیر عامووووووووو
3)جناب استاد بردستانی که از سفر حج هم برگشتی ... عاقاااااا یه فکر برای این وبلاگ بکن ، طرفداراش از دست رفتنا...
4)هییییی خضری یه خورده موقع امتحان که میشه درس بخون (البته خداییش وقت ندارم مگر اینکه روز بشه 26 ساعت که دو ساعت وقت کنیم درس بخونیم)
5)عماد جون ... دل بردی از اون به یغما ... ای ترک غارتگر اون
6)قبادی جان ... این چه یخچال بازیه در میاری ... یه داستان میزاره دو ساعت بعدش پاک میکنه ... والللللا
7)بیژن جوووون هوای بلک داگز دانشگاه رو داشته باش بخدا همونا رو هم نداریم
8) ارسلان جون یه دونه ای مثل همیشه هیچ انتقادی هم نیست بهت اصن خیلی چاچریم

یه عکس از خودمون دور همی همون شبی که مهمون من بودین

http://www.boulder.swri.edu/~joel/jake/pix/8babies.jpg

آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 08:13 ب.ظ

 

" در دست های خیبری ام جان نمانده است "

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 10:39 ق.ظنویسنده : حسام الدین خضری

 

این حرفها را بعد از ماجرای نفرین تان گفته اید. بعد از آن که علی (ع) را دست بسته بردند. بعد از آن که دست حسنین را گرفتید و رفتید سر مزار رسول الله(ص). رفتید که با این دل مهربانتان اهالی مدینه را نفرین کنید. رفتید که گیسوانتان را پریشان کنید. گریبان چاک کنید. درست بعد از آن که سلمان آمد و گفت که امام تان گفته که نه! که نفرین نه! و شما مثل یک موج بلند خشمگین که یکباره فرو می ریزد٬ خاموش شدید...همان موقع که " علی" تان داشت تنها و مظلوم از در مسجد مدینه بیرون می رفت و تنهایی اش شده بود قدر دو دنیای خدا. این حرفهایتان را که می خوانم...با خودم می گویم اگر شما توی آن لحظه های علی(ع) نبودید٬ چه می شد؟ چه بر سر امیرمومنان جهان می آمد؟ بعد هی از خودم می پرسم شما با آن همه بی قراری که تا پای نفرینتان برده بود، چگونه توانستید دوباره سرپا بایستید، آرام شوید و در آرامشتان این همه محبت را خلاصه کنید توی کلمات و بریزید زیر پای تنهایی " علی" تان؟

 

قالت فاطمه (س):

روحی لروحک الفداء، و نفسی لنفسک الوقاء یا اباالحسن!

ان کنت فی خیر کنت معک و ان کنت فی شر کنت معک...

 
علی جان، جانم فدای جان تو،

و جان و روح من سپر بلاهای جان تو، یا اباالحسن!

 
همواره با تو خواهم بود، اگر تو در خیر و نیکی بسر می‏بری با تو خواهم زیست

 و یا اگر در سختی و بلاها گرفتار شدی، باز هم با تو خواهم بود.

 

دلم آتش می گیرد برای دنیایتان...دنیای دونفره غمگینتان که علی(ع) به جز شما و شما جز علی کسی را نداشتید. 

 


پ.ن: کوکب الدری.جلد ۱. صفحه ۱۹۶. علامه حایری مازندرانی

منبع : حسینیه دل


آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 10:41 ق.ظ

 

یه نصیحت فرزندانه !!!

دوشنبه 28 فروردین 1391 03:58 ب.ظنویسنده : عماد راهپیما

 

همیشه مواظب اون کسایی باشید که خودشون و عقیدشون رو شبیه شما جلوه می کنند ....

آخرین ویرایش: - -

 

یا مقلب القلوب و الابصار

سه شنبه 1 فروردین 1391 09:29 ق.ظنویسنده : حسام الدین خضری

 
عیدتون مبارک اتاق عملی های عزیز

http://www.askdin.com/gallery/images/2609/1____________________________________________.jpg

ایشالا سال 91 سالی توام با موفقیت ، شادی و معنویت باشه براتون.فرارسیدن این رستاخیز طبیعت رو به همتون تبریک عرض میکنم.امیدوارم سر سفره ی هفت سین موقع تحویل سال ما رو از دعای خیر خودتون فراموش نکرده باشید.
به هر حال التماس دعا...

آخرین ویرایش: - -

 

دوستای گلم عیدتون مبارک

سه شنبه 23 اسفند 1390 12:26 ب.ظنویسنده : عماد راهپیما

 

 

عیدتون مبارک

امیدوارم که توی سال 1389

خوشبختی مثل سگ

پاچه همتونو بگیره

و مثل خر

سرشو بندازه زیر بیاد تو زندگیتون


آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 فروردین 1391 11:29 ب.ظ

 

ما بچه ها

چهارشنبه 17 اسفند 1390 09:43 ب.ظنویسنده : عماد راهپیما

 
سلام از اونجایی که دوستان خرده گرفتند که کجایی بیا ، میخوام...
اینم روزگار ماست با این استادا...

01.jpg

اقا اشتباه نشه قضایای من کاملا اتفاقی بوده به جون دوستام!!

02.jpg

اینم که ماییم و دکتر عظیم الشان مزارعی!!

03.jpg

اینم منم ومثل همیشه خوش شانس ترین آدم دانشگاه

10.jpg

این که دیگه رکورد من رو هم زده!
20.jpg
بقیه دیگه بدون شرحه!!!
18.jpg


دیگه بسه جنبشو ندارید ، حالا هی بگو نمیای مطلب بزنی

آخرین ویرایش: چهارشنبه 17 اسفند 1390 11:39 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 41 ) ... 12 13 14 15 16 17 18 ...
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو