تبلیغات
دانش آموختگان تكنولوژی جراحی بوشهر - برام دعا كنید

برام دعا كنید

دوشنبه 16 خرداد 1390 12:04 ب.ظنویسنده : حسام الدین خضری

 

سلام دوستان.

لطفا برام دعا كنید.قراره 4 شنبه همین هفته توسط استاد عزیز خودمون دكتر علیزاده جراحی بشم. خلاصه شاعر میگه :

اگر بار گران بودیم رفتیم     اگر نامهربان بودیم رفتیم


دوستان در سوگ من :

1.حمید اسمعیلی: وااااااااااای خدا رحمتش كنه

2.علیرضا بحرینی:    آخی پسر خوبی بودا

3.محمدجواد بردستانی:   آفرین به كسی كه كشتش.از دستش راحت شدیمااااا

4.عماد راهپیما: بابا دست بردار !!!!!!!!!

5.مجتبی قبادی:   ای خدا قدرشو ندونستم....

6.بیژن مباشری:   آخیش.جامون بازتر شدااااا

7.ارسلان مرادی فرد: خدا رحمتش كنه . پسر خوش لباسی بودا ؟؟!!!

 


آخرین ویرایش: دوشنبه 16 خرداد 1390 12:26 ب.ظ

 
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:02 ق.ظ
I love what you guys are up too. This kind of clever work and reporting!
Keep up the superb works guys I've added you guys to my own blogroll.
یکشنبه 29 خرداد 1390 08:23 ب.ظ
من یادم نمیاد چندتااسم واسه خودم گذاشته بودم شمابگیدکدوم پست وچه نظرای حتما اگه گفته باشم بهتون میگم
یکشنبه 29 خرداد 1390 11:20 ق.ظ
تكلیف كه معلومه بابا
شما برید یه اسمی برای خودتون پیداكنین دیگه
حالا خوبه ما فقط یه 6ماهی به این وب سرنزدیما اومدید كاروكاسبی مارو به هم ریختیدا
خداییش من قبلا هم میومدم ولی اسممو نمیگفتم تا قاطی نشه شماما رو هم وسوسه كردید (زرشك)
یکشنبه 29 خرداد 1390 01:36 ق.ظ
شاید این جواد سوم اونی نباشه که تو چند تا پست قبل دو تا نظر با دوتا نام مجزا در یه زمان داده باشه
پس بیخیال
شنبه 28 خرداد 1390 11:46 ب.ظ
جواد خان نگفتین تو چند تا پست قبل شما دو تا نظر با دوتا نام مجزا در یه زمان دادین؟
جمعه 27 خرداد 1390 10:15 ب.ظ
آقای جواد سوم شما دیر اومدید بزارید مشکل ماحل بشه بعدا ابراز وجود کنیدok
سه شنبه 24 خرداد 1390 10:20 ب.ظ
سلام من یه وب در مورد حفظ طبیعت دارم و نیاز شدیدی به نویسنده دارم، گفتم شما که دست خیر دارین یه لطفی کنی به بازدید کننده هات اطلاع بدی شاید یه فرجی شد.
عماد راهپیما
مثل اینکه ما 3تا جواد اضافه داریم بیا هر کدوم رو که دلت خواست ور دار ببر
سه شنبه 24 خرداد 1390 09:55 ب.ظ
منم جواد سومم حال میکنیدباهام
سه شنبه 24 خرداد 1390 01:11 ب.ظ

یار دستمبو بدستش بود ودستمبو بدستم داد ودستم بوی

دستمبوی دست او گرفت

ای خوش آن دستی که دستمبو بدستش بود و

دستمبو به دستم داد دستم بوی دستمبوی دست او گرفت.

چهارشنبه 18 خرداد 1390 07:45 ب.ظ
سلام اقا جواد بدون ب

امید وارم ناراحت نشده باشی.

واسم جالب بود اخه چند پست قبل یه نظر داده بودی هم زمان با یه نظر دیگه. حالا نمیدونم باید شک کنم تو اونی یا نه؟
چهارشنبه 18 خرداد 1390 05:58 ب.ظ
آره آقا جواد یکی دیگه جدیدا پیدا شده که اون منم من قبلا گفتم که یه غریبه ام اما کم کم میخوام با بچه های اتاق عمل آشنابشم
از حالا برای اینکه اشتباه نشه و منو با شما عوضی نگیرن میتونید بااسم جواد.ب نظر بدید اشکالی که نداره؟
اگر هم ناراحت میشید! میتونید یه اسم واسم انتخاب کنید واگر باز هم ناراضی هستید! میتوانیدگزینه هیچ کدام را انتخاب کنید
راه دیگری به نظرم نمیرسه خواهشا اگر کسی راه حل دیگه ای داره لطفا بگه اجرش با خدا
چهارشنبه 18 خرداد 1390 09:20 ق.ظ
سلام
انگار یه جواد دیگه هم پیدا کردیم.
از اون جایی که چند مدته ایشون به این اسم نظر میدن برام عجیبه
سه شنبه 17 خرداد 1390 08:40 ب.ظ
باسلام .تا استاد علیزاده داری غم نداشتو.همکلاسیات هم دعاگوتن.
مثل همیشه باید به خدا توکل داشته باشیم.
سه شنبه 17 خرداد 1390 03:37 ب.ظ
راستی این شعرم تقدیم به خودت شاعرشو نمیشناسم ولی خوانندش همون غیر مجازس!
سفر نکن خورشیدکم ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو
نذار که بین من و تو دنیا به آخر برسه
بری تو و از رفتنت مردن من سر برسه
اگه بخوای بدونی بعد رفتنت چه شکلی میشم واقعیتش اینهمسلماًچیلم فچ میشه نه اونی که خودت نادی(لعنت بر نفس اماره)
عماد راهپیما
حالا دیگه مطالب لهو و لعب میزنی وبلاگ فیلتر بشه هان!! دارم برات
سه شنبه 17 خرداد 1390 03:12 ب.ظ
انشاالله که دوباره سرحال میبینمت و با هم میریم همونجایی که به همراه هم قبل عید رفتیم و بهمون خیلی خوش گذشت!(تا اینجاش با نفس لوامه نوشتم از اینجا به بعد با نفس اماره مینویسم)ببین عزیزدلم مرگ شتریه که در خونه ی همه میخوابه،حال اگه دعام گرفتو این شتر رو تو هم خوابید قول میدم تا چهلمت هر روز برم همونجا به یادت آبمعدنی بنوشم و غروب آفتابو تماشا کنم!
سه شنبه 17 خرداد 1390 01:11 ق.ظ
نه اتفاقا دست بر ندار
حالیه یه خبرخوب برای تو ، از اونجایی که چهارشنبه من به خاطر غیبت باید بیام بیمارستان تا آخرین لحظات بر سر بالینت هستم
حالایه خبر خوب برای بچه ها ، فیلم اخرین اعترافات یک اتاق عملی نما با کتامین .
دوشنبه 16 خرداد 1390 11:23 ب.ظ
اسممو یادم رفت بنویسم جواد هستم
دوشنبه 16 خرداد 1390 11:21 ب.ظ
آقا حسام نظر دخترا هم میگفتی
فکر کنم از نظر پسرا خیلی رمانتیک تر و جالب تر باشه
خدا بزرگه اگه بخواد میتونه ما رو از وجود بابرکت شما محروم نکنه
پس نترس حالا حالاها باید تحملت کنیم
حسام الدین خضری
والا فكر نكنم خانوما نظر خاصی داشته باشن. بود و نبود من برای اونا فرقی نداره !
دوشنبه 16 خرداد 1390 06:43 ب.ظ
یه سوال تو ذهنم هست که باید بپرسم

کی بیایم حلوا و گمنه بخوریم
دوشنبه 16 خرداد 1390 06:39 ب.ظ
سلام

خوشم میاد که خودت خوب میدونی

ولی ما که از این سعادتا نداریم و باید این ارزو رو به گور ببریم
حد اقل بگو ساعت چند عمل هست تا خودمون رو برسونیم
خودت که هیچی می خوام استاد دست تنها نباشه



امیدوارم ناراحت نشده باشی
با اینکه میدونم دعام به تیر برق هم نمیخوره باشه دعات میکنم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر