تبلیغات
دانش آموختگان تكنولوژی جراحی بوشهر - باز امد بوی ماه مدرسه...

باز امد بوی ماه مدرسه...

دوشنبه 11 مهر 1390 11:58 ق.ظنویسنده : عماد راهپیما

 


دلم برای همشان تنگ شده...

برای صف بستن ها

پشت نیمکت نشستن ها

مداد مشکی و قرمز در دست گرفتن

غلط نوشتن...پاک کردن......پاک کن ...مداد تراش

جامدادی سبز

زنگ تفریح

دویدن

بازی

آبخوری

لقمه ی نون پنیر و گردو

گچ و تخته سیاه

صد آفرین و هزار آفرین خانم معلم

سطل قرمز کنار در  کلاس که میرفتیم کنارش مدادامونو میتراشیدیم...

بوی پائیز همیشه برایم تداعی کننده بوی کیف و کتاب و دفتر و قلم نو بود که تا مدتها بوی نویی شان در اتاقم می پیچید. روزهای اول مدرسه با چه وسواسی از وسایلم مراقبت می کردم. می خواستم تا آخر سال همان بو را داشته باشند. حسی زودگذر که فقط تا یک هفته دوام داشت.



هنوز هم با پائیز به وجد می آیم و هوس نویی می کنم. دلم می خواهد باز روپوش مدرسه به تن کنم و در میان شادی و غوغای بچه ها خودم را گم کنم. پا به دنیایی بچگانه بگذارم و از آن لذت برم. بخندم، بدوم، و بازی کنم، فارغ از تمام دنیای بزرگانه ای که برای خود ساخته ام. این دنیا دیگر محصور باید ها و نباید های ساختگی نیست. بی انتهاست. بی غل وغش، آرام و راحت و بی دغدغه. راحت می خندی، راحت می گریی و راحت تر همه را فراموش می کنی.



روزهای اول مهر ... روزهای پر از شادی و دلهره.

امروز چند تا بچه دبستانیو دیدم... یکیشون انقدر خشگل لوازم تحریرشو از تو کیف کوچولوش در میاورد و به دوستاش نشون میداد...

یاد کوچولویی هام افتادم!!!


یاد اون موقع ها که برچسب میگرفتم و میدادم مامان مهربونم تا اسمم رو روش بنویسه تا بزنم رو کتابای مدرسم...


 


یادش بخیر....

یادش بخیر مامان مهربونم کنارم مینشستو منو تو جلد کردن کتابای مدرسم کمک میکرد...


یادش بخیر وقتی تعداد بیستای دیکته ی کلاسیم  به ۱۰ تا که میرسید میومدم پیش بابای خوبم و با شیرینی و لحن کودکانه ام میگفتم: بابایی دفترمو ببین یک...دو...سه...........هشت...نه.....ده ه ه ه ه ه!


یادش بخیر اول دفتر مشقامو تمیزو مرتب مینوشتم ولی از صفحه ی نوزده، بیست که رد میشد... 



یادش بخیر شبا برنامه ی فردام رو تو کیفم میچیدم...

یادم میاد هر سال این موقع ها از خوشحالی خوابم نمیبرد...


الان که دارم اینو مینویسم صدای تلوزیونه که از پذیرایی میاد... ترانه ای که با اون بزرگ شدیم... و بی اختیار همراه آن صدا میخوانم...

 


   باز آمد بوی ماه مدرسه *** بوی بازی های راه مدرسه

بوی ماه مهر ماه مهربان *** بوی خورشید پگاه مدرسه


از میان کوچه های خستگی *** می گریزم در پناه مدرسه


باز می بینم ز شوق بچه ها *** اشتیاقی در نگاه مدرسه


زنگ تفریح و هیاهوی نشاط *** خنده های قاه قاه مدرسه


باز بوی باغ را خواهم شنید *** از سرود صبحگاه مدرسه


روز اول لاله ای خواهم کشید *** سرخ بر تخته سیاه مدرسه

 


خوب دیگه حالا احساساتی نشو... اینارو نوشتم که بگم تابستون دیگه تموم شد...و باز امد بوی ماه فقط خدا کنه بوش خفمون نکنه!!!!


آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 مهر 1390 12:21 ق.ظ

 
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:02 ق.ظ
Hi, Neat post. There's a problem with your website in internet explorer, might test this?
IE nonetheless is the marketplace leader and a big component of other folks will leave
out your excellent writing due to this problem.
جمعه 22 مهر 1390 09:37 ق.ظ
سلام جالب بود
به نظر من هم مدرسه خیلی باحال تر بود

راستی به ما هم سر بزنید
پنجشنبه 21 مهر 1390 09:54 ق.ظ
سلام چه وبلاگ زایه و 3 ای داری سه تا عکس دانشجو با حال بذار توش مثلا عکس مهندس صنایعی
محمد جواد بردستانی
خوب خودت یه وبلاگ بساز با عكس مهندسسسسسسسسات.
بعدم ما میایم لذتشو می بریم
دوشنبه 18 مهر 1390 09:59 ب.ظ
man k midoonestam mr.rahpeima kheili khoshzoghan,vali vase inke roye maha ro kam nakonan lo nemidadan
aali bood mamnoon
محمد جواد بردستانی
تازه كجاشو دیدین
یکشنبه 17 مهر 1390 03:42 ب.ظ
عالی بود همه خاطراتی رو که فراموش کرده بودم زنده کرد

دستتون درد نکنه...
یکشنبه 17 مهر 1390 01:32 ب.ظ
باز آمد بوی ماه مدرسه
بوی بازی های راه مدرسه
بوی ماه مهر ماه مهربان
بوی خورشید پگاه مدرسه
آآآآآآآآآآه ه ه ه ه ه.وقتی این سرودو میشنوم قلبم از جا کنده میشه...
پنجشنبه 14 مهر 1390 08:41 ب.ظ
خیلی جالب بود.
فکر نمی کردم این قدر خوش ذوق باشید.
از کسی کپی کردین؟
عماد راهپیما
مرسی تازه کجاشودیدی
پنجشنبه 14 مهر 1390 06:17 ب.ظ
دیروز که گذشت ازش درس بگیر فردا هم که داره میاد به فکر ساختنش باش امروزتم دریاب شاید روز آخر زندگیت باشه
چهارشنبه 13 مهر 1390 11:59 ق.ظ
یادش بخیر چه دوره ی خوشی داشتیم بنازمت با این مطلب زدنت...........
عماد راهپیما
مرسی
دوشنبه 11 مهر 1390 03:34 ب.ظ
خیلی جالب بود دوست عزیز
عماد راهپیما
مرسی
دوشنبه 11 مهر 1390 01:37 ب.ظ
سلام

خیلی قشنگ بدون

مرسی

عماد راهپیما
مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر