تبلیغات
دانش آموختگان تكنولوژی جراحی بوشهر - تقدیم به حسام، کسی که از دین ما خارج شد!

تقدیم به حسام، کسی که از دین ما خارج شد!

چهارشنبه 13 آذر 1392 12:01 ق.ظنویسنده : مجتبی قبادی

 

یکی از مریدان اهل تمیز

که بودش به قدر زیادی مریض

برفت و گرفت زوجه ای در حجاز

شنید نقل وی شیخنا در نماز

شکستش نماز و به کنجی خزید

بدید در خیالش رخ بایزید

بگفت بایزید چه گشت بن غلام

 شکستی نماز و نکردی تمام

بگفتا که شیخا شنیدی تو هم

 مریدی زده رسم ما را به هم

برفتست جوانک پی مرغکان

 برفت و بداده قلب من را تکان

در این چندساله کشیدم ملال

نبیند مریدم به جز ذوالجلال

ولیکن که آن جُند شیطان پست

ببست چشم او را و رفتا ز دست

چو بشنید بایزید حرف شیخ کبیر

بگفت شیخ خود بدتر هستی اسیر

جوانک برفتست از پی طبع خویش

نکو بوده کارش از چشم کیش

ولیکن تو بسیار بد بوده ای

به زشتی فراتر ز حد بوده ای

میان نمازت ندیدی خدا

شکستی نماز و گشتی جدا

برو سر به صحرا نه و اشک ریز

بکن عجز و لابه، توبه نیز...


آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 آذر 1392 12:05 ق.ظ

 
سه شنبه 10 دی 1392 01:43 ب.ظ


ماشالله استعداد
یکشنبه 17 آذر 1392 11:55 ق.ظ
منتظر جوابش باش برادر
محمد جواد بردستانی
میخوای شیرینی بدی؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر