مرحم نامه!!!

دوشنبه 18 آذر 1392 04:03 ب.ظنویسنده : عماد راهپیما

 

سلام به رفقا و دوستای عزیزی که لطف میکنند وبه ما سر میزنند

از اونجایی که شتری غظیم الجثه!! تا چند صباحی دیگر بر ما جلوس میکنه و دیگه سعادت دیدار ما نصیبتون نمیشه!! و از طرفی که به قول شاعر کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت پام!!! گفتم اخرین تراوشات این ذهن مشوش رو براتون به میراث بذارم که هم خداحافظی کرده باشم و هم خودم ناکام نرم


ای عزیزان خورده انگ مشمولی!
تا به کی داغ و درد و رنجوری ؟


تا به کی خوردن غصه بیهوده؟

تا به کی شنیدن، که فلانی پارتیش جوره؟
تا به کی التهاب و دلشوره ؟

شوخی و طعن این و آن تا چند ؟
ترس و کابوس اعزام تا چند ؟

غرق بحر تفکرید که چی ؟
بی خودی غصه میخورید که چی ؟

گیرم اصلاً شما به طور مثال
کشکی، از بخت خوش، به فرض محال

زد و شایسته دخول شدید!!
توی سپاه یا امریه هم قبول شدید

یا گرفتید چندتا سردوشی، با درایت و شانس
با یه مدرک اتاق عمل که شده لیسانس

گیرم این نحسی است، سعدش چی؟
اصلاً این هم گذشت، بعدش چی؟


تازه از بعد آن گرفتاری
نوبت رخوت است و بیکاری

بعد مستی، خمار باید بود
هی به دنبال کار باید بود

آنچه داروی دردمندی هاست
بودن پارتی تو بیمارستان هاست

شایدم صفحات نیازمندی هاست؟!!


گر رضایت دهی تو آخر سر
گه شوی استخدام تو یه اتاق عمل

به تو گویند : بعله،
or ما
هست محتاج آدمی دانا

آشنا با سی آرم و آرتروسکوپ
یا که رفته باشی دوره ی توتال هیپ و آندوسکوپ

باید البته لطف هم بکند
حتی جای خدمات حمل بیمار هم بکند

بکند وانگهی به خوش رویی
هفته ایی یک دوبار ست شویی

این که از این، حقوق هم فعلاً
ساعتی هم هست سه هزار تومن

پس بیایید و عز و جز نکنیم
بی خودی هی جلز ولز نکنیم

 

راه بیفتیم و بریم سربازی

همگی بریم جهرم بر سرِ بازی!!!

 

سرسپردگی به سر نوشت هم

عالمی دارد خارج از بهشت هم....

میرزا بچه غول بیابونی (ع.ر دانشگاه)

 

این بود "مرحم نامه" من جهت خداحافظی، آخه شما که معرفت ندارید که برام خداحافظی بزنید بخاطر همین خودم برای خودم یه خداحافظی نامه زدم!!!


آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 آذر 1392 04:27 ب.ظ

 
یکشنبه 5 مرداد 1393 01:23 ب.ظ
سلام دکتر.......بچه های مشهد رو یادت میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟....خیلی چاکریم...
سه شنبه 24 دی 1392 05:59 ب.ظ
عزیز رفته سفر کی بر میگردی چشونم مونده به در کی بر میگردی... :D
-----
محچواد برادر، تو کی شوتینگت میکنن؟
----
مجی پیر شدی هنو داری ادامه تحصیل میدی؟
محمد جواد بردستانی
حامد، قربون مرام و معرفتت یه سر بهمون زدی
پنجشنبه 21 آذر 1392 09:02 ب.ظ
آخییییییی ... من که معاف پزشکی شدم خلاص شدم ، ولی مث یه مرد آموزشی رفتم و کاماندو شدم ، نمرمم از 100 ، 88 شد ، سیبل رو هم سوراخ سوراخ کردم ، پس برو خوش باشی داش عماد ...
محمد جواد بردستانی
معافیت کوفتت باشه

بنازم پارتی

مردی بگو واسه چی مافیت پزشکی گرفتی ؟ انگشتت اوف شده؟
سه شنبه 19 آذر 1392 03:45 ب.ظ
بدبختی مو که یزدم دس از سرم برنداشتی
محمد جواد بردستانی
شما آخرم باید کنار هم چال کنن

دیگه دیگه

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات