تبلیغات
دانش آموختگان تكنولوژی جراحی بوشهر - مطالب اردیبهشت 1390

نشریه تكنولوژیست های جراحی

پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 11:39 ب.ظنویسنده : محمد جواد بردستانی

 
سلام به تمام دوستان عزیز

 از اینكه به ما لطف دارین و به وبلاگ ما سر می زنین ممنون

راستش رو بخواین مدت هاست كه جمعی از دوستان تصمیم به ثبت یه نشریه مخصوص رشته خودمون هستن ولی تو مورد اسم نشریه هنوز به توافق نرسیدیم از تمام هم كلاسی ها ، تمام تكنولوژیست ها و تمام كسانی كه ما رو دنبال میكنن خواهش میكنم اگه اسم مناسبی كه در نظر دارن رو تو قسمت نظرات بنویسن

اسم باید شرایط زیر رو داشته باشه :
1- كوتاه باشه
2- با موضوع بخونه
3- تكراری و كلیشه ای نباشه
4- شاءن رشته رو نگه داره
5- بشه مجوز گرفت
6- اسم فارسی باشه
7- .....

با تشكر دانشجویان اتاق عمل 88 بوشهر

برچسب ها: نشریه تكنولوژیست های جراحی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 17 خرداد 1390 01:30 ق.ظ

 

تسلیت شهادت حضرت زهرا

پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 04:20 ب.ظنویسنده : حسام الدین خضری

 

سلام.

شهادت حضرت زهرا را به همه شما عزیزان منتظر و خصوصا به ساحت مقدس حضرت مهدی موعود عج تسلیت عرض می كنم.

شنیده می‌شود از آسمان صدایی كه ...
كشیده شعر مرا باز هم به جایی كه ...
نبوده هیچ‌كسی جز خدا، خدایی كه ...
نوشت نام تو را، نام آشنایی كه ...

پس از نوشتن آن آسمان تبسم كرد
و از شنیدنش افلاك دست و پا گم كرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الكن شد
نوشت فاطمه، هفت آسمان مزین شد
نوشت فاطمه، تكلیف نور روشن شد
دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
غزل ـ قصیده نابی كه در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد
ز درك خاك مقام فراتری دارد
خوشا به حال پیمبر! چه مادری دارد!
درون خانه بهشت معطری دارد

پدر همیشه كنارت حضور گرمی داشت
برای وصف تو از عرش واژه بر می‌داشت

چراكه روی زمین واژه وزینی نیست
و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست
و جای صحبت این شاعر زمینی نیست
و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه‌ها كشیده تو را
گمان كنم كه تو را، اصلاً آفریده تو را

كه گرد چادر تو آسمان طواف كند
و زیر سایه آن كعبه اعتكاف كند
ملك ببیند و آنگاه اعتراف كند
كه این شكوه جهان را پر از عفاف كند

كتاب زندگی‌ات را مرور باید كرد
مرور كوثر و تطهیر و نور باید كرد

در آن زمان كه دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهیكم التكاثر بود
درون خانه تو نان فقر آجر بود
شبیه شعب ابی‌طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برایت آماده است
حصیر خانه مولا به پایت افتاده است

به حكم عرش بنا شد در آسمان علی
علی از آن تو باشد تو هم از آن علی
چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!
به نان خشك علی ساختی، به نان علی

از آسمان نگاهت ستاره می‌خواهم
اگر اجازه دهی با اشاره می‌خواهم

به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم
كنار شعر دو ركعت نشسته بنویسم
شكسته آمده‌ام تا شكسته بنویسم
و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادری كن و این بار هم اجازه بده

به افتخار بگوییم از تبار توایم
هنوز هم كه هنوز است بی‌قرار توایم
اگرچه ما همه در حسرت مزار توایم
كنار حضرت معصومه در كنار توایم

فضای سینه پر از عشق بی‌كرانه توست
«كرم نما و فرود آ كه خانه، خانه توست»

آخرین ویرایش: - -

 

کینه

چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 08:11 ق.ظنویسنده : arsalan m

 
معلّم یک کودکستان به بچه هاى کلاس گفت که میخواهد با آنها بازى کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدمهایى که از آنها بدشان میآید، سیب زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه ها با کیسه هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند . در کیسه بعضی ها ٢، بعضی ها ٣، بعضی ها تا ۵ سیب زمینى بود. معلّم به بچه ها گفت تا یک هفته هر کجا که میروند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب زمینی هاى گندیده. به علاوه، آنهایى که سیب زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند. معلّم از بچه ها پرسید: «از این که سیب زمینی ها را با خود یک هفته حمل میکردید چه احساسى داشتید؟ » بچه ها از این که مجبور بودند سیب زمینی هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وقتی است که شما کینه آدم هایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه میدارید و همه جا با خود میبرید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد میکند و شما آن را همه جا همراه خود حمل میکنید. حالا که شما بوى بد سیب زمینی ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور میخواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟ » پس همیشه سعی کنیم کینه کسی رو به دل نگیریم بلکه به خوبیهای شخص بیشتر بیاندیشیم تا کینه ای از اون به دل بگیریم .

آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 02:12 ب.ظ

 

كلیپ های انواع روش های بخیه زدن

سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 11:28 ب.ظنویسنده : محمد جواد بردستانی

 

Tying Ligatures and Sutures

Suture materials

Suture Patterns

Skin Staples

List of required knots for the practical
برچسب ها: Simple Continuous Suture Pattern ، كلیپ بخیه زدن ، كلیپ جراحی ، فیلم suture ، suture pattern ، فیلم بخیه زدن ، فیلم جراحی ، لیگاتور كردن ، بستن رگ ، Continuous Subcutaneous Suture ، Continuous Subcuticular Pattern ، Deep Tie ، Instrument Tie ، Interrupted Suture Patterns Burying the Knot ، Interrupted Suture Patterns Horizontal Mattress ، Interrupted Suture Patterns Simple Interrupted ، One Handed Surgeons Knoف ، One Handed Tie ، Skin Stapler ، Two Handed Surgeons Knot ، Two Handed Tie ، Square Knot ، Surgeon's Knot ، Instrument ، Ligation Around a Hemostatic Clamp ، Interrupted Patterns ، Continuous Patterns ، Simple Continuous with Swaged Neeedle ، Use of a Skin Stapler ، Use of a Staple Remover ، List of required knots for the practical ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 11:46 ب.ظ

 

ست فتق بزرگسال

شنبه 3 اردیبهشت 1390 06:44 ب.ظنویسنده : محمد جواد بردستانی

 
دسته بیستوری شماره 3 (TA-100-03)
  دسته بیستوری شماره 4 (TA-102-04)
  قیچی نخ یك سر تیز 5/14 سانت (TB-102-14)
  قیچی متسن بام كرو 5/14 سانت (TB-145-14)
  قیچی متسن بام كرو 18 سانت (TB-145-18)
  سوزنگیر 15 سانت (TH-126-15)
  پنست با دندانه 5/14 سانت (TC-120-14)
  پنست بی دندانه 5/14 سانت (TC-100-14)
  هموستات 5/14 سانت كرو (TD-121-14)
  هموستات 14 سانت مستقیم (TD-120-14)
  هموستات موسكیتو كرو 5/12 (TD-109-12)
  هموستات موسكیتو 5/12 سانت مستقیم (TD-108-12)
  هموستات كوخری كرو 16 سانت (TD-129-16)
  هموستات كوخری مستقیم 16 سانت (TD-128-16)
  پنس شانگیر 13 سانت (TD-195-13)
  اسپونج 18 سانت (TE-104-18)
  پنس آلیس 15 سانت (TD-198-15)
  پنس ببكاك 16 سانت (TD-200-16)
  اكارتور فارابوف 15 سانت (TF-216-00)
  اكارتور روكس (TF-212-00)
  اكارتور سن مولر تیز (TF-150-01)
  اكارتور كوشینگ (پلك برگردان) 10 (TF-142-02)
  سر ساكشن یانكوئر (TG-102-27)

برچسب ها: ست فتق بزرگسال ،
آخرین ویرایش: - -

 

صندلی داغ 2

جمعه 2 اردیبهشت 1390 12:43 ب.ظنویسنده : محمد جواد بردستانی

 

با اجازه شما میخوایم صندلی داغ رو با حضور   مجری فقید روی انتن رفته جناب دكتر  حسام الدین خضری ادامه بدیم.http://cdn.content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/0002048C.gif

اقا تاكتیك چراغ فیتیله دار رو به تاكتیك جوش ارگون تغییر میدیم و یه كم صندلی رو داغ تر می كنیم.

تمام شركت كنندگان تو صندلی داغ بایدبه مهمون نمره بدن از 0 تا 20 اگه امكان هست دلیل رو هم بنویسید .

بازم خواهش میكنم با اسم مستعار نظر ندین

با كینه شخصی سوال نپرسین

قصد ما اشنایی بیشتره نه مسخره كرد و نه كوچیك كردن كسی.

قوانین هم عبارته از:

 

1- توهین به مهمون برنامه نشه

2- مهمون برنامه به کسی توهین نکنه

3-سوالات کوتاه و واضح باشه( سعی كنید فارسی تایپ كنید)

4- از مباحث سیاسی خودداری کنید

5- سوالات نا مربوط پاک میشه

6- پاسخگو حد اكثر طی یک هفته باید جواب ها رو اعلام کنه

7- سوال تکراری نکنید

8-فعلا محدودیت زمانی نداریم

9- با اسم مستعار نظر ندین ( به اسم های مستعار میشه جواب سر بالا داد)

کاری نکنید مدیر وبلاگ پست رو حذف کنه

هركی كه دوست داشت اعلام كنه تا واسش جا رزرو كنیم در غیر این صورت كار به اجبار و تهدید می رسه

قوانین بعدی متعاقباُ اعلام خواهد شد


آخرین ویرایش: سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 11:51 ب.ظ

 

زرنگتر از اصفهانی ها

جمعه 2 اردیبهشت 1390 12:26 ب.ظنویسنده : محمد جواد بردستانی

 

چند شب پیش در میان مریض ها منشی ام وارد شد گفت یک آقایی که ماهی بزرگی در دست دارد آمده است و می خواهد شما را ملاقات کند.
یک مرد میانسال رشتی وارد شد و در حالی که یک ماهی حدودا ده کیلویی دریک کیسه نایلون بزرگ در دستش بود و شروع کرد به تشکر کردن که من عموی فلان کس هستم و شما جان او را نجات دادی و خلاصه این ماهی تحفه ناقابلی است و ...
هر چه فکر کردم "فلان کس" را به یاد نیاوردم ولی ماهی را گرفتم و از او تشکر کردم.
شب ماهی را به خانه بردم و زنم شروع به غرغر کرد که من ماهی پاک نمی کنم !خودم تا نصف شب نشستم و ماهی را تمیز کردم و قطعه قطعه نموده و در فریزر گذاشتم.
فردا عصر وارد مطب که شدم دیدم همان مرد رشتی ایستاده است و بسیار مضطرب است.
تا مرا دید به طرفم دوید و گفت آقای دکتر دستم به دامنت...ماهی را پس بده...من باید این ماهی را به فلان دکتر بدهم اشتباهی به شما دادم...چرا شما به من نگفتی که آن دکتر نیستی و برادرزاده مرا نمی شناسی؟
من که در سالن و جلوی سایر بیماران یکه خورده بودم با دستپاچگی گفتم که ماهی ات الآن در فریزر خانه ماست.
او هم با ناراحتی گفت: پس پولش را بدهید تا برای دکترش یک ماهی دیگر بخرم.
و من با شرمساری هفتاد هزار تومان به او پرداختم.
چند روز بعد متوجه شدم که ماجرای مشابهی برای تعدادی از همکارانم رخ داده است و ظاهرا آن مرد رشتی یک وانت ماهی به اصفهان آورده و به پزشکان اصفهانی انداخته است!


برچسب ها: زرنگتر از اصفهانی های ،
آخرین ویرایش: - -